روانشناسی بازار سرمایه

سایکو ترید

در اواخر دهه ی پنجاه میلادی پروفسور «والتر جی کیلنر»، آزمایشی با ماده ای به نام دیسیانین انجام داد. نتایج این آزمایش بر روی دو شخص متفاوت بود. نتیجه این آزمایش چه بود؟

برای مطالعه این آزمایش و نتیجه آن کلیک کنید.

بعدها دانشمندانی چون آرتور فیندلی (Arthur Findlay) – نویسنده کتاب معروف «تا کرانه های عالم اثیری» – فرصت کافی داشتند تا علل این امر را بطور دقیق بررسی کنند. پاسخ هایی که این دانشمندان به سوالات مختلف پیرامون علل تغییر رنگ هاله دادند به نحو بارزی به پیشرفت علم سایکوفیزیک و در راستای آن روانشناسی نوین کمک نمود.

اولین سوالی که در اینجا برای هر کس پیش می آید اینست که اصولاً هاله چیست و چرا دیسیانین نسبت به آن حساسیت دارد؟

پاسخ به این سوال هنگامی روشن شد که آرتور فیندلی در خلال آزمایشات خود دریافت که دیسیانین نسبت به هر میدان مغناطیسی حساس است. به این معنی که اگر با دیسیانین از یک میدان مغناطیسی ( مثل آهنربا) نیز عکس گرفته شود همان هاله را اطراف آهنربا نشان خواهد داد. این نشان داد که هاله یک امر متافیزیکی نیست. به این ترتیب کسانی که سعی داشتند از آزمایش دکتر کیلنر وجود روح را ثابت کنند مایوس شدند.. اما در اینجا سوال دشوارتری مطرح میشد و آن اینکه مگر سر انسان آهنرباست؟ یا دارای میدان مغناطیسی می باشد؟

روانشناسی بازار سرمایه - سایکو ترید - ۶

اخبار روز ارز دیجیتال

این سوال که “مگر سر انسان آهنرباست؟” یا “مگر سر انسان دارای میدان مغناطیسی هست؟” را علم جدید نورولوژی پاسخ داد. معلوم شد که در مغز انسان تعداد بسیار زیادی نورون وجود دارد که وسیله ی ارتباطی این نورون ها الکتریسیته است و این الکتریسیته، یک میدان مغناطیسی اطراف سر انسان ایجاد می کند.

روانشناسی بازار سرمایه – قسمت ششم – نوشته فرهاد مقدم سلیمی