🍀 بلاک چین به کجا می رود؟ – قسمت چهارم

🌈 بلاک چین دولتی و تضاد فلسفی

✏️ #فرهاد_مقدم_سلیمی

📌 فلسفه ی بلاک چین بر اساس تمرکز زدایی، مرجعیت زدایی و در یک کلام Decentralization بنا شده است. بنابراین هر گونه تلاش “دولت” ها جهت استفاده از آن عقیم خواهد ماند، به این دلیل ساده که عموم دولت ها بر پایه ی تمرکز و مرجعیت شکل گرفته اند. یک دولت در مسیر تمرکز گرایی حرکت می کند و بلاک چین در جهت تمرکز زدایی . طبعا این دو هیچ گاه نمی توانند در کنار هم قرار گیرند.

📌 یک نمونه ی شکست طرح دولتی بلاک چین در زمینه ی کریپتوکارنسی ها، “پترو” ارز رمزپایه ی ساخت دولت ونزوئلا ست. دولت ونزوئلا با هدف دور زدن تحریم ها و جذب سرمایه اقدام به صدور اولین ارز رمزپایه ی دولتی کرد. اما طبق شواهد موجود این اقدام یک شکست کامل بوده است (لااقل تا کنون). در آخرین اقدام، دولت ونزوئلا حاضر شد نفت خود را حتی با 30 درصد تخفیف به هند بدهد و در عوض “پترو” بگیرد که شرکت خریدار هندی حتی با 30 درصد تخفیف نیز حاضر به انجام این معامله نشد. سی درصد تخفیف در خرید نفت، خیلی زیاد است. وقتی کسی با چنین میزان تخفیف هم کریپتوی شما را نمی خرد، یعنی کریپتوی شما شکست خورده است.

📌 سیستمی که بلاک چین قرار است صحت و امنیت – Integrity – آن را تامین کند، یک سیستم توزیع شده – Distributed – یا غیر متمرکز – Decentralized – است. یک تعریف ساده برای سیستم Decentralized این است که هیچ گاه نمی توان آن را با فشردن یک دکمه خاموش یا روشن کرد. با این تعریف ساده به خوبی می توان متوجه شد که یک بلاک چین دولتی، اصلا بلاک چین نیست. بلاک چینی که دولتی باشد، یعنی که کلید روشن و خاموش آن دست دولت است (چون اصولا هچ دولتی در دنیا اینقدر آزاد اندیش نیست که بخواهد کلید روشن و خاموش سیستم خود را توزیع کند و یا دست کس دیگری بسپارد). وقتی هم که کلید خاموش و روشن یک سیستم دست دولت باشد، آن سیستم هر چیزی می تواند باشد، جز یک سیستم Decentralized .

📌 شفافیت، اصل اول بلاک چین است . اگر شفافیت نباشد، سیستم Integrity ندارد و وقتی یک سیستم Integrity نداشته باشد، اصولا یک سیستم بلاک چین نیست. یکی از علل شکست “پترو” که ارز رمز پایه ی دولت ونزوئلاست، همین عدم شفافیت است. هیچ کس نمی داند چه مقدار از این کریپتو عرضه شده است و کی عرضه شده است. هیچ گونه شفافیتی در کار نیست. اصولا اگر دولت ونزوئلا می خواست شفاف باشد و شفاف عمل کند، کارش به راه اندازی کریپتوکارنسی نمی کشید. دولتی که شفاف نیست، بهتر است وارد کریپتو کارنسی نشود. چون هیچ کس به دنبال سرمایه گذاری غیر شفاف نمی رود.

📌 بانک مرکزی ونزوئلا مدتهاست که میزان پول چاپ شده در کشور (نقدینگی) و بسیاری متغیرهای اقتصادی دیگر را اعلام نکرده است. در چنین فضای غیر شفافی، “پترو” در حقیقت یک کریپتوکارنسی نیست، بلکه واحد پول جدیدی است در کنار واحد پول رسمی کشور (بولیوار) با این تفاوت که پشتوانه ی واحد پول رسمی، طلاست (یا شاید یک زمانی طلا بوده است) و واحد پول غیر رسمی (پترو) قرار است که پشتوانه ی نفت داشته باشد. طبعا وقتی امکان خرید و فروش نفت در بازار هست، کسی در پی استفاده از پترو نخواهد بود.

📌 یک از ملزومات کریپتو ها، امکان mining آنهاست. یعنی که هر کس که عضو بلاک چین باشد، باید بتواند آن کرپیتو را تولید کند. لیکن چنانچه یک کریپتو دولتی باشد، ماینینگ آن کریپتو به معنی چاپ پول و دخالت در کار بانک مرکزی خواهد بود. چنین کاری در هیچ جای دنیا پذیرفته نیست و بنابراین اصولا یک کریپتوی دولتی، یا امکان پذیر نیست و یا بمثابه شیر بی یال و دم و کوپالی است که امکان mining ندارد. (البته برخی کریپتوهای جدید – مثل بیترولیوم که در سه ماه گذشته بالای 200% سود ایجاد کرد – اصولا امکان ماینینیگ ندارند و صد البته دولتی هم نیستند!)

📌 یکی از امکانات کریپتوکارنسی ها، این است که می توانند در شرایطی برای مقاصد پولشویی استفاده شوند. وقتی یک دولت از کریپتوکارنسی استفاده می کند، طبعا پنج نیت در نظر خواهد داشت:

  1. جبران کسری بودجه با خلق پول (از طریق فروش کریپتو)
  2. خلق یک پول جدید با واحد دلار که بتواند Devaluation ارز ملی را به خاطر عطش تورم انتظاری التیام بخشد
  3. مقابله با هژمونی دلار
  4. پولشویی بین المللی
  5. دور زدن تحریم ها

… ادامه در پست بعد …

فرهاد مقدم سلیمی